السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
79
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
به طورى كه در بيشتر شبها و روزها از خوردن و آشاميدن و خوابيدن خوددارى مىكرد . تا اينكه شخصى به خواب امام عليه السلام آمد و به وى گفت : ناراحت بدهى پدرت نباش ؛ خداوند آن را با مال بَجْنِس پرداخت كرد . امام عليه السلام پس از بيدار شدن با خود گفت : به خدا سوگند ! من در ميان اموال پدرم مالى به نام بَجْنِس نمىشناسم ! شب دوم نيز وقتى همان خواب را ديد ، از خانوادهاش دربارهء آن سؤال كرد . يكى از زنان خاندانش گفت : پدرت بردهاى رومى به نام بَجْنِس داشت كه چشمهاى در ذوخشب جارى ساخت . امام عليه السلام سراغ آنجا را گرفت تا آن را يافت . از اين ماجرا بيش از چند روز نگذشت كه وليد بن عتبه بن ابى سفيان به امام سجاد عليه السلام پيام فرستاد و گفت : نزد من دربارهء چشمهاى از پدرت در ذوخشب معروف به بَجْنِس سخن به ميان آمده است . هر گاه مايل به فروش آن باشى ، آن را از تو مىخرم ! امام عليه السلام فرمود : آن را - به استثناى آبيارى شب شنبه براى سكينه - در برابر بدهى پدرم به تو مىفروشم و مبلغ بدهى امام حسين عليه السلام را بيان كرد ، وليد نيز پذيرفت . » 34 - ( 7 ) ابان ( از ابوبصير ) از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از فروختن نطاف و اربعا نهى كرد . امام عليه السلام فرمود : اربعا اين است كه به وسيلهء جدولى ، آب نهر را بردارى و زمين خود را آبيارى نمايى . سپس از آن بىنياز شوى . پس فرمود : آن را نفروش بلكه به همسايهات عاريه بده . نطاف اين است كه چشمهاى داشته باشد و از آن بىنياز شود . پس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : آن را نفروش بلكه به برادرت يا همسايهات عاريه بده . » 35 - ( 8 ) در كتاب جعفريات از على عليه السلام روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس مازاد آب را بفروشد ، خداوند بخشش را از وى در قيامت بازمىدارد . » 36 - ( 9 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « روز قيامت خداوند به سه گروه [ با مهربانى ] نگاه نمىكند و آنان را پاك نمىگرداند و براىشان عذاب دردناكى است : كسى كه با پيشوايى بيعت كند ، آنگاه اگر چيزى از دنيا را به او ببخشد به بيعتش وفا مىكند و اگر چيزى به وى نبخشيد به بيعتش وفا نمىكند و كسى كه در مسير مردم آب دارد و رهگذران را از آن بازمىدارد و كسى كه پس از عصر به دروغ سوگند ياد كند كه كالايش را فلان مبلغ خريدهاند [ يا كالايش را به فلان مبلغ خريده است ] و ديگرى او را تصديق كند و به اعتماد سخن وى آن را بخرد . »